خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست این جا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است! اکسیر من! نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال ول
حال همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن.
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
سلام حال همه ی ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند. با این همه عمری اگر باقی بود٬ طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
ارغوان
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
ارغوان شاخه ی هم خون جدا مانده ی من آسمان تو چه رنگ ست امروز ؟ آفتابی ست هوا ٬ یا گرفته ست هنوز ؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون ست ٬ آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه ای
کولی - سیمین بهبهانی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
کولی رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟ شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟ خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه چشم سیاه چادر با این چرا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
تصویر ثریا ابراهیمی(پری)معشوقه معروف استاد شهریار که الان تو آمریکا زندگی میکنه.قسمتی از ادبیات ما مدیون ایشونه وگرنه شهریار بجای شاعر شدن پزشک میشد و شاید دیگه شاهکارهایی نظیر"آمدی جانم به قربانت"و.
مادر - در آئینه اشک
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
براي مادرم در آيينه اشك ... بيتو، سي سال، نفس آمد و رفت، اين گرانجان پريشان پشيمان را. كودكي بودم، وقتي كه تو رفتي، اينك، پيرمرديست ز اندوه تو سرشار، هنوز. شرمساري كه به پنهاني، سي سال به درد
از شفیعی کدکنی به اخوان ثالث (در این شبها)
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
در این شب ها که گل از برگ و برگ از باد و ابر از خویش می ترسد، و پنهان می کند هر چشمه ای سرّ و سرودش را، در این آفاق ظلمانی چنین بیدار و دریا وار تویی تنها که می خوانی در این شب ها، که گل ا
سیب - شعر زیبای سیب و جوابیه ها
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید...
شاطر عباس صبوحی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:07
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان ،زلف میفشان که فقیه، بخورد روزه خود را به گمانش که شب است زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند این عجب نقطه خال
یار تویی !
-
تاریخ: 1396/12/6 ساعت: 19:35
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا حجره خورشید تویی خانه ن
دریچه ها !
-
تاریخ: 1396/12/6 ساعت: 19:35
ما چون دو دريچه ، رو به روي هم آگاه ز هر بگو مگوي هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آينده عمر آينه ي بهشت ، اما ... آه بيش از شب و روز تير و دي كوتاه اكنون دل من شكسته و خسته ست زيرا يكي از دريچه ها بسته ست نه مهر فسون ، نه ماه جادو كرد نفرين به سفر ، كه هر چه كرد او كرد "مهدی اخوان ثالث"
میعاد - در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست میدارم
-
تاریخ: 1396/12/6 ساعت: 19:35
در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست میدارم. آینهها و شبپرههای مشتاق را به من بده روشنی و شراب را آسمانِ بلند و کمانِ گشادهی پُلپرندهها و قوس و قزح را به من بده و راهِ آخرین را در پردهیی که میزنی مکرر کن. در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست میدارم.در آن دوردستِ بعید که رسالتِ اندامها پایان میپذیرد و شعله و ...